الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
66
علل الشرايع ( فارسي )
به حد بلوغ و رشد رسيدند ، و اراده نمود خداوند كه نسل زياد شود چنان كه مىبينيد ( زياد شدهاند ) و تزويج خواهر با برادر حرام بود از اين جهت حقتعالى حوريه اى بنام نزله ( يا بركه ) بود در عصر روز پنجشنبه از بهشت فرستاد و امر فرمود بآدم كه او را تزويج و همسر يافث نمايد ، و پس از آنكه حضرت آدم آنها را به دو فرزند خود تزويج نمود براى حضرت شيث پسرى متولد گرديد و براى يافث دخترى متولد شد و چون به حد بلوغ و رشد رسيدند خداى تعالى امر فرمود بآدم كه دختر يافث را به پسر شيث تزويج كند ، و حضرت آدم اطاعت امر كرد و آنها را همسر يك ديگر نمود ، و از ايشان ( و فرزندان حضرت هابيل ) متولد شدند انبياء و مرسلين و برگزيدگان و نسل آنها ، و معاذ الله از اينكه صحيح باشد آنچه را كه ميگويند ، كه پيدايش نسل ( بشر ) از ازدواج برادرها با خواهرها بوده « 2 » .
--> « 2 » در اسلام چند قسم ازدواج را حرام فرموده از جمله با زن پدر به جهت احترام پدر ، و با مادر پدر ، و مادر مادر هر چه بالا رود ، و مادر خود ، و عمه ، و خاله ، و خواهر ، و دختر برادر ، و دختر خواهر ، هر چه پائين رود ، و خواهرزن با بودن زن در قيد نكاح ، و مادر پدر زن ، و مادر زن ، هر چه بالا رود ، و دختر زن كه از شوهر سابق و يا بعدى داشته باشد ، و دختر دختر زن ، و دختر پسر زن ، و دختر ، و دختر پسر ، و دختر دختر خود ، و هر چه پائين رود ، و عروس ، و همه اينها غير از زن پدر و عروس چه نسبى باشند و چه رضاعى يكسانند به جهت احترام و همخون بودن و يا شركت در نيم خون بودن كه اگر نزديكى با بعضى از اينها واقع شد و نسلى بوجود آمد ضعيف و ناتوان و گاه ناقص الخلقه و آبله و كودن و يا شرور هستند و مخصوصا با آن دسته كه همخون مىباشد اگر مقاربت كرد و فرزندى متولد گرديد مبتلا به بيمارى شبكورى دائمى خطرناك مىشود و يا نابينا ميگردد . و طبق قانون و قاعده توارث نسلهاى بعدى آنها هم به همين بيمارى مبتلا خواهند بود ، و دين مقدس اسلام جلوگيرى فرموده از پيدايش افراد نابينا زيرا عنصر بدون فائده و كل بر جامعه ميباشند . و جهت آنكه اسلام ازدواج در ظهار را جايز نميداند مگر بعد از اداى كفاره ظهار ، و هم در لعان و هم ازدواج با زن سه طلاقه را مگر بعد از محلل و با زن نه طلاقه اكيدا حرام فرموده براى تأديب مرد و زنست و براى آنكه مردم امر طلاق و جدائى و ظهار و لعان را كوچك و بىاهميت نشمارند . و بعضى زير پا گذاشتهاند وجدان و احترام و دين و بهداشت و اخلاق و انسانيت را مانند زردشتيها كه ازدواج با مادر و خواهر را مجاز ميدانند و عده اى از يهوديها دختر خواهر را مجاز ميدانند و ميگويند چون نطفه از ديگريست و حساب جهات ديگرش را نميكنند ، آرى : * ( وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْه وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ هر كس غير دستور اسلام عمل نمايد در پايان كار جز ضرر و زيان و خسارت فائده ديگرى نخواهد برد . و بر عكس زردشتيها و يهوديها در بعضى از ممالك حكم چنين است كه اگر خواهر و برادرى در راه به يكديگر بربخورند ، بايد هر چه زودتر از پيش يك ديگر بگريزند و مخفى شوند ، و بالاتر از اين حتى حق ندارند نام يك ديگر را ببرند و بايد مواظب باشند كلماتى را كه قسمتى از نام ديگرى در ضمن آنها مندرجست موقع سخن گفتن به كار نبرند ، و كيفر نزديكى جنسى با خواهر را اعدام ميدانند بوسيله بدار آويختن .